نیاز زنان به معنویت

در دنیای بی رحم تکنولوژی که هر روز بیشتر،انسانیت را با خود به یغما می برد تا جایی،که مفاهیم متعالی انسانی چون عشق را تنها حاصل ترشحات هورمونها می داند،پس تکلیف زن با این ذات تشنه به عاطفه و تایید چه خواهد شد؟ درین دنیای زیبایی ها و اندام های برجسته زنان،باز هم مثل همیشه […]

در دنیای بی رحم تکنولوژی که هر روز بیشتر،انسانیت را با خود به یغما می برد تا جایی،که مفاهیم متعالی انسانی چون عشق را تنها حاصل ترشحات هورمونها می داند،پس تکلیف زن با این ذات تشنه به عاطفه و تایید چه خواهد شد؟
درین دنیای زیبایی ها و اندام های برجسته زنان،باز هم مثل همیشه ظاهرا مردان با آسیب روانی کمتری به عشق ورزی های سطحی و جسمانی خود با زنان ادامه می دهند و زنان نیز مثل همیشه با ضعف عاطفیشان به این کامجویی ها میدان می دهند.
زن برای فایق آمدن برین احساس وابستگی شدیدش به مهرطلبی و تایید که او را گاه بسوی حیوانیت سوق می دهد،راهی جزء آشتی کردن با معنویت ندارد.
ذات انسان طوریست که فقط با خواستن و رسیدن به مادیات، دچار ملال می شود و شدت ملال او را به پوچی می کشاند و پوچی او را به ناامیدی و ناامیدی او را به سمت مرگ تدریجی سوق می دهد.
گمشده اصلی انسان درجهان کنونی معنا وثبات است.
عمرش را در راه رسیدن به ثروت،محبوبیت،شهرت،قدرت،مدرک،طی می کند اما زمانی که به هر کدام ازین اهداف می رسد باز هم رضایت باطنی عمیقی ندارد.
درین کشاکش بی ثباتی ها و پوچی ها،آسیب پذیری زن بنابرذات ظریف وحساسش بیشتر بوده و هست.
اگر زن امروزی همانقدر که به زیبایی های مادی و جسمیش بهاء می دهد، زمان و جایی در زندگیش را برای معنویت باز کند، بیشتر سرخوردگی های روحی و عاطفیش درمان خواهد شد.
باید در نظرداشت معنویت کاملا مقوله ای جدا از دیانت سطحی و جزم اندیشانه هست.
ضرورت معنویت در دنیای کنونی بحدی زیاد شده که سازمان های بهداشت روانی تصمیم دارند در تعریف سلامت روانی،معنویت را نیز بگنجانند.زیرا با پیشرفت سرسام آور تکنولوژی، هوش های مصنوعی و شتابزدگی حاصل ازآنها،دیگر تنها سلامت روانی برای زندگی رضایت مندانه کافی نیست و باید جایی برای تعریف سلامت معنوی نیز باز گردد.
زن با برقراری پیوندی استوار با معنویت به ایمانی زندگی بخش می رسد.
زمانی که این ایمان برخاسته از معنا با سرشت پرعاطفه و غریزه مادریش یکجا گردد، زن به نیروی عظیم خود ساخته ای دست می یازد که دیگر برای اشباع شدن نیاز مهرطلبیش زیر بار هیچ پستی و رذالتی نخواهد رفت.یکی از علت هایی که در طول تاریخ زنان همیشه از دنیای علم و معنویت توسط مردان دور نگه داشته شده اند،همین ترس از استقلال شخصیتی ایشان بوده زیرا معنویت و دانش زن را به قدرتی شکست ناپذیر در مقابل زورگویی ها و کامجویی های مردانه تبدیل خواهد کرد.
برای رسیدن به این مطلوب باید زنان اوقاتی در شبانروز را به مراقبه ایکه با علایق آنها سازگارست اختصاص دهند،این مراقبه می تواند عبادت،مطا لعه،نوشتن،سکوت،یا حتی گفتگو در تنهایی با خود باشد.
این از قوانین مطلق جهان هستی است که سرچشمه هرآرامش و تغییری از درون خود انسان و تنها با اراره و همت خودش آغاز خواهد شد. در کتاب قرآن نیز آیه ای تامل برانگیز ذکر شده (خداوند احوال هیچ قومی را بهبود نخواهد بخشید جزء به اراده و سعی خودشان.)
بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز