قاعدگی و ارتباط آن با جنسیت زدگی

ندا یاسی زنیست با شخصیتی روان پریش که ویدیوئی زننده  از دوران خونریزی قاعده گیش دریوتیوب پخش کرده بود. سطلی مملو از پدها و کاسه توالتی آغشته به  خون و با تمسخر می گفت: حال و روز واقعی ما زن ها درزمان قائدگی همینست. جدا از حرکت غیر اخلاقی و زننده او وضعیت بیشتر ما […]

ندا یاسی زنیست با شخصیتی روان پریش که ویدیوئی زننده  از دوران خونریزی قاعده گیش دریوتیوب پخش کرده بود. سطلی مملو از پدها و کاسه توالتی آغشته به  خون و با تمسخر می گفت: حال و روز واقعی ما زن ها درزمان قائدگی همینست.

جدا از حرکت غیر اخلاقی و زننده او وضعیت بیشتر ما زنان در دوران سیکل ماهوار برخی با شدت بیشتر و برخی کمترهمین است.

یک دختر سالم را در نظر می گیریم از اوایل نوجوانی با دردها و زنگ هشدارهای قائدگی شروع به شناخت پیچیدگی های جنسیتیش می کند. بعدها تابو بکارت، وحشت زفاف، دشواری ها زایمان و بارداری و شیردهی و مراقبت نوزاد، فشارهای روانی وجسمی زیادی بر او تحمیل می کنند واز همه دشواتر ‌پا گذاشتن به مرحله یائسگی و مواجه شدن با تحول شدید هورمون ها در بدنش است.

هورمون استروژن که مقدارآن در زنان بیشتر است در طی بیست و هشت روز تغییرات چشمگیری می کند و روی حالات روحی زنان تاثیر بارزی دارد و شدت نوسان آن درچهل و هشت ساعت قبل شروع سیکل ماهوار زن به اوج می رسد و  باعث ایجاد بی حوصلگی وافسردگی موقت در او می شود.

موارد ‌ذکر شده چالش های دشوار جسمانی است که هر زن در طول زندگیش کم یا زیاد با آن روبرو است و از میان آنها قائدگی به علت امتدادش اهمیت بیشتری دارد، تصحیح نگاه و جدا انگاشتن قائدگی از خصوصیات بارز شخصیتی و انسانی زن ضروری است. باید این عادت طبیعی  تنها در مقوله فیزیک او خلاصه شود تا مانعی شود از بسط دادنش به سایر حیطه های وجودی او به طوری که عاملی برای تحقییر، ضعیف و پلید انگاشتن او نگردد.

دختران وزنان بسیاری از کمبود امکانات بهداشتی وعیب دانستن آن خصوصا درجوامع سنتی یا فقیر در رنج هستند و این در مقایسه با حال خجسته پسری است که کشف جنسیتش همراه با لذت و غرور و افتخار آغاز می شود. دختر مجبور به تحمل دردهای قائدگی و گاهی  پنهان کردن علائم زنانگیش می شود تا حدی که یکی از  علت های رایج قوز دختران در جوامع مردسالار خم نگاه داشتن شانه  برای کمتر نمایان شدن پستان هایشان است.

معضلل دیگری که زنان متاهل با آن درزمان قائدگی همراه هستند، توقعات جنسی و عدم درک همسرانش است و برخی مردان با کج مداری زن را مجبور به ارضاء ساختشان به روش های دیگر می کنند واین در حالیست که بیشتر زنان در اثر خونریزی و تنش های خانه داری و نگهداری فرزند یا شاغل بودن از خودشان هم سیر می شوند که در جوامع سنتی القاء این باور غلط که زن تحت هرشرایطی باید خواهشات جنسی همسرش را رفع کرده و تمکین جنسی داشته باشد، ظلم آشکاریست که با پشتوانه فقهی در جوامع دینی و مردسالار عامل ایجاد  رفتار جنسی خشونت آمیز در حق تن و روان زن شده است.

در این نوشته تصویری از دشوارهای فیزیک زن ارائه شد که مسلما تاثیرات غیر قابل انکار آن برروان دختران و زنان مشهود است. مردان با در نظر گرفتن این مشکلات طبیعی رفتار بهتری با آنها خصوصا در زمان قائدگی خواهند داشت، چنانچه که در برخی جوامع پیشرفته  آن مشکلات را دربرخوردهای قانونی شان نیز در نظر می گیرند؛ طوری که اگر ثابت شود در حادثه رانندگی  زنی پریود بوده در مجازاتش تخفیف قائل می شوند.

گرچه برخی فمینسیت ها چون سیمون دوبوار منکر تاثیرات هورمون ها وفیزیک زن در تعیین جایگاه اجتماعیش می شدند، اما بعدها تحقیقات بیشتر بر روی هورمون های زنانه و مردانه و اثر آن بر تصمیمات شغلی و اجتماعی  خلاف آن را ثابت کرد و مشخص ساخت پرداختن به ویژگی های جنسیتی تحقیق و بازنگری علمی تری می طلبد.

خصوصا درعصر کنونی (قرن بیست ویکم) که سرعت تغییرات در سبک زندگی  زن و مرد را در شناخت تفاوت ها و کنار آمدن با یکدیگر گیج ساخته،  لذا برخی برای دوری از این سرگشتگی ها راه آسان تر یعنی تجرد را انتخاب می کنند.

در پایان باید گفت برای زندگی صلح آمیز درهر اجتماع باید تفاوت های جنسیتی و مشکلات طبیعی آن در نظر گرفته شود، تا با شناخت و پذیرفتن آنها از تبعیض و بی عدالتی درایجاد فرصت های کاری و اجتماعی برای هر دو جنس کاسته شود.

 

 

‍‍‍‍‍‍‍‍

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز